او از دوران کودکی، برخلاف میل پدرش، علاقه‌مند به هنر و تحصیل در این رشته بود و سرانجام در پی نزاعی سخت با پدرش به هدف والای خود رسید. در سن سیزده سالگی به عنوان دستیار حقوق‌بگیر، در کارگاه دومنیکو گرلاندایو، استخدام شد. وی نزد استادش به کارآموزی پرداخت و پایه و اساس نقاشی روی دیوار مرطوب را یاد گرفت و مانند بسیاری از هنرمندان هم‌دورهٔ خود در فلورانس، در کلیسای کوچک برانکاچی به تحصیل هنر پرداخت. گرچه در ابتدا به نقاشی روی آورد اما غریزهٔ طبیعی وی مشتاق هنر پیکرتراشی بود، از این رو پیش از اتمام دورهٔ نقاشی، به عنوان استاد به مدرسهٔ مجسمه‌سازی که به‌وسیلهٔ لورنتزوی مدیچی در باغ‌های مدیچی تأسیس شده بود، منتقل شد. او به‌اتفاق دو تن از همراهانش به شهر بولونیا کوچ نمود. میکل‌آنژ بیست‌ساله در بولونیا مورد استقبال دوستانهٔ یکی از اعضاء خانواده آلدوراندی قرار گرفت و بلافاصله قرارداد ساختن دو تندیس از پیکر مقدسین و مجسمهٔ یک فرشته برای مقبرهٔ دومنیکوس مقدس در کلیسای سنت پترونیوس را با وی منعقد نمودند.